حسين گرفتار شود روز قيامت در پيشگاه خداوند ميزان عملش سبك و بى وزن است . مروان گفت : اگر نظرت چنين است پس كار درستى انجام دادى . مروان اين سخن را به ظاهر گفت و در حقيقت از ايده و رأى وليد ناخشنود بود . « 1 »
جريان ملاقات امام عليه السلام با وليد و مروان به روايتى ديگر
در كتاب مناقب آمده است : هنگامى كه امام حسين وارد شد و وليد نامهء يزيد را خواند ، امام فرمود : « من با يزيد بيعت نخواهم كرد . » « 2 » مروان گفت : بيعت كن با اميرالمؤمنين . امام فرمود : « واى بر تو بر مؤمنين دروغ بستى ! چه كسى او را بر مؤمنان امير كرده است ؟ ! » « 3 » مروان بلند شد و شمشير خود برهنه نمود و خطاب به وليد گفت شمشير زن خود را فرمان ده تا گردنش را بزند پيش از آنكه از خانه ات بيرون رود ، خونش به گردن من . چون سر و صدا از مجلس برخاست نوزده نفر از مردان اهل بيت امام حسين عليه السلام با خنجرهاى كشيده وارد شدند و امام عليه السلام به همراه آنان از مجلس بيرون رفت . « 4 »
ملاقات مروان و امام عليه السلام
فرداى آن روز امام حسين عليه السلام براى به دست آوردن اخبار ، از منزل بيرون آمد ، در راه مروان با آن حضرت برخورد كرد و گفت اى اباعبداللَّه ، براى تو نصيحتى دارم از من بپذير تا راه يا بى . امام فرمود : « نصيحتت چيست ؟ بگو تا بشنوم . » « 5 »
هامش
( 1 ) . الطبري : 4 / 251 ؛ الارشاد : 2 / 32 .
( 2 ) . ما كنتُ ابايع ليزيد .
( 3 ) . كذبت ويلك على المؤمنين من امّره عليهم ؟
( 4 ) . المناقب : 4 / 96 .
( 5 ) . و ما ذاك قل حتّى أسمع .