تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
نمىدادند ؛ وچنين نبود كه همهء اصحاب آنچه را نمىدانند از آن حضرت سؤال كنند و بفهمند ؛ وبرخى از آن حضرت مىپرسيدند ولى نمىفهميدند . به طورى كه دلشان مىخواست عربى بيابانى يا تازه رسيده يا ذمّى بيايد و سؤال كند تا آنها بشنوند وبفهمند . . . « 1 » .

( 45 )

على عليه السلام گرفتار بدترين مردم على عليه السلام در ميان اهل مدينه دوستى به نام ابومريم داشت . چون شنيد مردم از گرد على عليه السلام پراكنده مىشوند ، نزد او آمد . على عليه السلام چون او را ديد فرمود : ابومريم ! گفت : بلى . پرسيد : به چه كار آمده‌اى ؟ گفت : براى حاجتى نيامده‌ام ولى من گمان مىكردم كه چون كار اين امّت به تو واگذار شود كارشان را به سامان آورى . فرمود : ابومريم . من همان دوست توام كه مىشناسى ، ولى گرفتار بدترين مردم روى زمين شده‌ام ، چون آنها را مىخوانم
هامش
( 1 ) - تحف العقول : 189 . .