( 115 )
گلايه حضرت از سستى كوفيان
به اميرالمؤمنين عليه السلام خبر رسيد كه افراد معاويه به شهر « انبار » « 1 » هجوم آورده آنجا را غارت كردهاند . حضرت خود پياده بيرون آمد تا به [ لشكرگاه ] نخيله « 2 » رسيد . مردم در پى آن حضرت آمدند و چون به وى رسيدند گفتند : يا اميرالمؤمنين ما به جاى تو ايشان را كفايت مىكنيم .
فرمود : شما خود را كفايت نمىكنيد [ و از آزار باز نمىداريد ] چگونه ديگران را كفايت مىكنيد . اگر رعيّتهاى پيشين از ستم حكمرانشان شاكى بودند ، من از دست رعيّت خود شاكى هستم .
گويا من پيرو ، و ايشان پيشوا ، يا من فرمانبر و ايشان فرماندهاند .
هامش
( 1 ) - انبار : شهرى در كنار رود فرات كه پيش از تأسيس بغداد پايتختعباسيان بود . .
( 2 ) - نُخيله : محلى است در نزديكى كوفه به طرف شام . .