صلاح نمىدانم او اين مسؤليّت را به عهده بگيرد .
اشعث و قاريان گفتند : ما جز او به كسى رضايت نمىدهيم .
چون او پيشتر ما را از آنچه پيش آمد بر حذر داشته بود .
اميرالمؤمنين فرمود : او مورد رضايت من نيست ، از من جدا شده و مردم را از يارىِ من بازداشته و فرار كرده است ، تا اين كه بعد از چند ماه من او را امان دادم ، ليكن من ابن عباس را برمىگزينم .
گفتند : براى ما تو و ابن عباس فرقى نداريد . ما كسى را مىخواهيم كه نسبت به تو ومعاويه بىطرف باشد و به هيچ كدام نزديكتر از ديگرى نباشد .
اميرالمؤمنين فرمود : پس من اشتر را برگزيدم .
اشعث گفت : مگر آتش جنگ را كسى جز اشتر برافروخته است ؟ وآيا جز در حكم اشتر هستيم ؟ على عليه السلام فرمود : حكم اشتر چيست ؟ اشعث گفت : اين كه ما با شمشير آن قدر به همديگر بزنيم تا اين كه آنچه تو و اشتر مىخواهيد تحقّق پيدا كند .
در نقل ديگر آمده است كه وقتى مردم حضرت را براى قبول حكميّت مجبور كردند ، حضرت فرمود : معاويه براى اين كار مطمئنتر و مناسبتر از عمروعاص را ندارد وجز او را معرفى نمىكند ؛ و در مقابلِ قرشى جز قرشى سزاوار نيست . شما هم به
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: مهدى عبد اللهى
ص٢٢٦