( 77 )
پيشنهاد مرد شامىوپاسخ حضرت
مردى از اهل شام ميان دو صف درآمده فرياد مىكرد : يا اباالحسن ، يا على ، بيرون بيا . اميرمؤمنان به سوى او رفت ، به گونهاى كه گردن اسبهايشان به هم رسيد . مرد گفت : يا على تو در اسلام وهجرت داراى سابقهاى آيا مطلبى را بر تو عرضه كنم كه اين خونها نريزد و اين جنگها به تأخير افتد تا [ در آينده ] ببينى نظرت چيست ؟
حضرت فرمود : آن مطلب كدام است ؟
گفت : تو به سوى عراق خود برمىگردى و ما بين تو و عراق مانعى ايجاد نمىكنيم . ما نيز به سوى شام خود برمىگرديم و تو ميان ما و شام مانع نمىشوى .
حضرت فرمود : برايم روشن شد كه تو اين سخن را از روى