( 70 )
خيرخواهى و خيانت مغيره
« مغيرة بن شعبه » پيش حضرت آمد و گفت : به معاويه نامه بنويس وولايت شام را به او واگذار و فرمان بده از مردم براى تو بيعت بگيرد ، اگر اين كار را نكنى و تصميم به بركنارى او داشته باشى با تو خواهد جنگيد .
حضرت فرمود :
« ما كُنْتُ مُتِخّذَ الْمُضِلّينَ عَضُداً »
( من گمراهان را ياور نمىگيرم ) . مغيره رفت وفردا باز آمد و گفت : من دربارهء پيشنهاد ديروز خود فكر كردم ديدم اشتباه است و راى ونظر تو صحيحتر است .
حضرت فرمود : آنچه مقصود تو بود بر من نهان نيست در مرتبهء اوّل تو خيرخواهى كردى و در مرحله دوم خيانت ورزيدى ! ليكن من براى صلاح و سودِ دنياكارى را كه موجب فساد دينم شود انجام نمىدهم « 1 » .
هامش
( 1 ) - نهج السعادة : 1 / 226 . .