( 58 )
بيعت نكردن اميرمؤمنان واحتجاج آن حضرت
پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله وماجراى سقيفه وبيعت مردم با ابوبكر ، عمر گروهى به سوى خانه فاطمه عليها السلام روان شد ، چون به درِ خانه رسيد صدا زد : بيرون بياييد و بيعت كنيد .
كسانى كه در منزل بودند نپذيرفتند . از آن ميان زبير با شمشير كشيده خارج شد . شمشيرش را گرفتند و به ديوار زدند ، سپس او وعلى عليه السلام و بنى هاشم را به سوى مسجد بردند ، در حالى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىگفت : من بنده خدا و برادر رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم . چون به پيش ابوبكر رسيدند ، به اميرالمؤمنين عليه السلام گفتند :
بيعت كن .
حضرت فرمود : من بر اين امر سزاوارتر از شما هستم ، بيعت نمىكنم و شايسته است شما با من بيعت كنيد . اين امر را از انصار گرفتيد و به قرابت رسول خدا استدلال كرديد و آنان زمام امر و