جابر نگاه كرد و پدرم خواند ، به خدا سوگند حرفى با حرفى مخالف نبود .
جابر گفت : خدا را گواه مىگيرم كه ديدم در لوح اين گونه نوشته است :
به نام خداوند بخشنده مهربان
اين كتابى است از طرف خداوند عزيز حكيم براى محمد نور او ، سفير او ، حجاب او و دليل او ؛ روح الامين آن را از نزد پروردگار جهانيان فرود آورد . اى محمد ! اسماء مرا بزرگ دار ، و نعمتهاى مرا سپاس گوى و آنها را انكار مكن ، بدرستى كه من « اللَّه » هستم كه هيچ معبودِ بحقّى جز من نيست ، من در هم كوبندهء جبّاران و نابودكننده متكبّران و خواركنندهء ستمگران و داور روز جزا هستم .
من « اللَّه » هستم كه هيچ معبود بحقّى جز من نيست ، پس هر كس به غير فضل من اميدوار باشد يا از غير عدل من هراس داشته باشد او را عذابى خواهم كرد كه احدى را آن چنان عذاب نكنم .
فقط مرا عبادت كن و فقط بر من توكل نما ، من پيامبرى را نفرستادم و روزگارش را به پايان نرساندم مگر آنكه براى او وصىّ [ وجانشين ] قرار دادم .
در حريم ياس ( مجموعه زيارات حضرت زهرا س ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: مؤسسة الإمام الهادي ( ع )
ص٣٠