انصار و مسايل ديگرى چون سقط شدن فرزندش محسن « 1 » ، شكسته شدن پهلويش و بيمارىها و ناراحتىهاى آن حضرت بعد از پدر و . . . .
روشن مىشود كه آن بزرگوار پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نه تنها روزگار خوشى نداشتهاست بلكه با كمال تلخى و سختى زندگانى را به پايان رساندهاست « 2 » .
گزارشهاى تاريخى و حديثى فراوانى در دست است كه فاطمه عليها السلام بعد از وفات پدر بزرگوارش روزهايى پر از غم و اندوه ، پر از ناله و گريه ، پر از اشك و آه ، و پر از درد و شيون در راه دفاع از اسلام و قرآن و ولايت سپرى كردهاست ، به نمونههايى بنگريد :
* حاكم در المستدرك نقل مىكند :
اسماء بنت عميس گفت : در بيمارى حضرت به دستور ايشان تابوتى تهيه كردم ، و حضرت فاطمه عليها السلام تبسّم كرد و من او را بعد از وفات پدرش جز اين زمان متبسّم نديدم « 3 » .
* ابن اثير در اسد الغابة مىگويد :
فاطمه بعد از رسول خدا خندان ديده نشد تا اينكه به خداى
هامش
( 1 ) - روضة المتقين ج 5 ص 342 .
( 2 ) - روضة المتقين ج 5 ص 8 - / 347 .
( 3 ) - المستدرك ج 3 ص 177 ، رقم 361 : « . . . وجعلت على السرير نعشاً وهو اول ما كان النعش فتبسّمت فاطمة و ما رأيتها متبسّمة بعد أبيها إلّايومئذٍ ، ثم حملناها ودفنّاها ليلًا » .