هنگامى كه امام زين العابدين عليه السلام واهلبيت عليهم السلام وارد مجلس يزيد شدند ، سر مبارك امام حسين عليه السلام را آورده و در ميان طشتى در مقابل يزيد قرار دادند و او در حالى كه با چوب دستى خود به دندانهاى امام مىزد ، اشعار كفرآميزى را زمزمه مىكرد كه :
كاش بزرگانم كه در بدر كشته شدند حاضر بودند ، و ناله خزرج از برخورد نيزهها را مىديدند . خوشحال مىشدند و فرياد شادى سر مىدادند ، و مىگفتند : يزيد دستت مريزاد .
بزرگ سرورشان را كشتيم ، در مقابل كشتههاى بدر اكنون برابر شديم . بنىهاشم با سلطنت بازى كردند ، نه خبرى آمده است و نه وحيى نازل شده است . من از خندف نباشم اگر از فرزندان احمد ، انتقام آنچه را انجام داده است نگيرم .
چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: مهدى عبد اللهى
ص١٢٧