در اين هنگام آن مرد به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام گفت : من مجازات آتش زدن را براى خود انتخاب كردهام .
سپس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به آن مرد فرمود : خود را براى مجازاتى كه انتخاب كردهاى مهيّا ساز و لوازم آن را نيز آماده كن « 1 » .
آن مرد گفت : آماده مىكنم .
سپس آن مرد دو ركعت نماز بجاى آورده و پس از تشهّد و سلام گفت :
- بار خدايا - من مرتكب گناه شنيعى - كه تو از آن اطلاع دارى - گشتهام .
و از ارتكاب اين گناه پشيمان و نادم و از مجازات آن در روز قيامت بيمناك هستم .
به همين خاطر به نزد وصى رسول تو آمادهام و از او خوستهام تا مرا از آلودگى اين گناه پاك گرداند .
و او مرا - در انتخاب يكى از سه گونه مجازات - مخيّر نموده است .
- بار خدايا - من سختترين و شديدترين مجازاتها را براى خود انتخاب كردهام .
- بار خدايا - از تو مىخواهم تا اين مجازات را كفّارهء گناهم قرار دهى .
و مرا به آتش دوزخ در روز قيامت نسوزانى .
سپس اين مرد در حالى كه مىگريست از جاى خود برخاست و خود را به گودالى كه براى سوزاندن او مهيّا شده بود - و آتش از آن زبانه مىكشيد - رساند . و در وسط آن نشست .
در اين هنگام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ياران ايشان گريستند .
سپس اميرالمؤمنين عليه السلام رو به آن مرد كرده و در حالى كه در آتش مىسوخت به او فرمود : - اى مرد - تو با اين كار . ملائكهء آسمان و زمين را به گريه واداشتى .
هامش
( 1 ) - يعنى لازم است كه خودت هيزم و چيزى را كه مىخواهى به وسيلهء آن مجازات گردى آماده ساخته و تهيه نمائى .