185 - محمّد بن منكدر مىگويد : در ظهر يك روز بسيار گرم به اطراف شهر مدينه رفته بودم كه امام باقر عليه السلام را ديدم كه در زمين خود مشغول كشاورزى بود .
من از اين وضع تعجّب نمودم . و با خود گفتم : چگونه ممكن است كه پيرمردى - از پيرمردان قريش - در اين وقت بسيار گرم . به دنياطلبى مشغول باشد ؟ !
اينك بنزد او مىروم تا او را نصيحت كنم . سپس به نزد ايشان رفته و سلام گفتم .
امام باقر عليه السلام در حالى كه - از شدت سعى و تلاش - نفس نفس مىزد . به سلام من جواب داد - در حالى كه عرق از سر و روى حضرت مىچكيد - .
من به ايشان گفتم : شما پيرمردى از قريش هستيد . در اين ساعت گرم مشغول به دنياطلبى هستيد ؟
اگر اينك أجل به سراغ شما بيايد و شما در اين حال از دنيا برويد چه خواهيد كرد ؟
و چه جوابى در پيشگاه خدا خواهيد داشت ؟ !
امام باقر عليه السلام به من فرمود : اگر مرگ - در اين حالت - به سراغ من بيايد .
من در حالى از دنيا خواهم رفت كه مشغول به اطاعت الهى بودهام « 1 » .
زيرا من با سعى و تلاش - در راه كسب روزى حلال - خود و خانودهام را از تو و از مردم بىنياز خواهم نمود .
از آن بيم دارم كه مرگ من . زمانى فرا رسد كه مشغول نافرمانى خدا باشم « 2 » .
محمّد بن منكدر مىگويد : در اين هنگام به امام باقر عليه السلام گفتم : راست مىگوئيد .
هامش
( 1 ) - و شخصى كه مشغول به انجام طاعت خداوند عزّ وجل مىباشد . بى شك مشمول رحمت و لطف و مغفرت الهى خواهد بود .
( 2 ) - امام باقر عليه السلام اين جمله را براى آموزش مردم بيان داشتهاند . زيرا آن حضرت عليه السلام معصوم و حجّت خدا مىباشد . و شخص معصوم . از گناه و معصيت بدور است .