هدهد بايدهاى مربوط به رفتار با هدهد
دعا كردن براى هدهد
242 - روزى مردى بنزد امام صادق عليه السلام آمد تا از ايشان چيزى بپرسد .
حضرت مشغول نماز بود .
وقتى حضرت به سلام نماز رسيد هدهدى پديدار شد و دور سر ايشان پر زد .
و هنگاميكه نماز حضرت به پايان رسيد آن هدهد كنار ايشان نشست و به زبان خود با حضرت سخن گفت .
آن مرد گفت : پس از ديدن اين صحنه به امام صادق عليه السلام گفتم : من به نزد شما آمدم تا در بارهء چيزى سؤالى كنم اما اكنون صحنهء عجيبى را مشاهده كردم .
حضرت به او فرمود : چه ديدى ؟
مرد گفت : كارى را كه هدهد انجام داد .
حضرت فرمود : اين هدهد از مارى كه به لانهاش مىرود و جوجههايش را مىخورد به من شكايت كرد ( و خواست تا دعا كنم و از خدا بخواهم كه مار را هلاك كند ) .
من نيز چنين كردم و خداوند آن مار را هلاك نمود « 1 » .
هامش
( 1 ) - جاء رجل إلى أبي عبداللَّه عليه السلام و هو يصلّي . فجاء هدهد فوقع عند رأسه حين سلّم .
و التفت إليه .
فقال الرجل : قلت له : جئت لأسألك . فرأيت ما هو أعجب .
قال عليه السلام : ما هو ؟
قال : ما صنع الهدهد .
قال عليه السلام : نعم . جائني فشكا إليّ حيّتاً تأكل فراخه . فدعوت اللَّه عليها . فأماتها ( الخرائج ج 1 ص 643 ) . في نسخة : حتّى سلّم .