تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
294 - هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در ميان اصحاب خود حاضر مىشدند . مردى نيز به همراه فرزند خردسال خود در آن جمع حاضر مىگشت . و او فرزند خود را در آن جلسه كنار پيامبر صلى الله عليه و آله مىنشاند . مدّتى گذشت و آن كودك از دنيا رفت . به همين خاطر آن پدر به علّت حزن و اندوهى كه در فقدان آن فرزندش برايش بوجود آمده بود . در آن جلسه حاضر نمىشد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از احوال او جويا شدند و از علّت غيبت او از اصحاب سؤال كردند . به حضرت صلى الله عليه و آله گفته شد : فرزند آن مرد از دنيا رفته است . و آن مرد بخاطر حزن و اندوهى كه در فقدان فرزندش داشت . در جلسه حاضر نمىشود . و شركت نكردن او در اين جلسه بخاطر اين بود كه خاطرهء حضور فرزندش در اين جلسه برايش يادآورى مىشد . پس از اين امر . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن مرد را ملاقات نمودند . و از فرزند او پرسش نمودند . و پس از آنكه آن مرد خبر فوت فرزندش را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد . آن حضرت به آن مرد تسليت گفتند . و به او فرمود : - اى مرد - كداميك از اين دو امر براى تو محبوبتر است ؟ آيا مىخواهى فرزندت در نزد تو زنده باشد . يا مىخواهى او در كنار درب بهشت منتظر تو ايستاده باشد . و هنگامى كه تو به يكى از دربهاى بهشت برسى . فرزند تو آن درب را براى تو باز نمايد . آن مرد در جواب به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : رفتن فرزندم به بهشت و انتظار كشيدن او از من - براى رسيدنم - به آنجا برايم بهتر و گواراتر است . در اين هنگام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او فرمود : اين امر براى تو اين چنين خواهد بود .