شرح
مانعى ندارد آن مقدار تازيانهاى كه تشخيص مىدهى پياده كن .
هرچند صدر اين روايت عدد را مشخّص مىكند ، امّا ذيل آن بر قاعده كلّى كه امام رحمه الله فرمود ، دلالت دارد ؛ يعنى ملاك ، تشخيص مصلحت طفل است ؛ نه مصلحت پدر و مادر .
گاه مصلحت ده تازيانه را اقتضا مىكند و گاه بيست تازيانه را . به همان اندازه كه مصلحت اقتضا دارد ، بايد زد ، و بيش از آن جايز نيست . اين روايت نيز دليلى بر خلاف « قيل » و « قول محقّق رحمه الله » « 1 » است كه مىفرمود : كراهت دارد از ده تازيانه تجاوز كند .
مجموع اين دو روايت ، دربارهى كودك ظهور دارد كه اسحاق و حمّاد حكم تأديب بچّهى خود را مىپرسند ؛ در يكى بر عدد پنج و شش تكيه شده ، و در ديگرى به مصلحت طفل واگذار شده است .
محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن محمّد بن يحيى ، عن غياث بن إبراهيم ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : قال أمير المؤمنين عليه السلام : أدّب اليتيم ممّا تؤدّب منه ولدك واضربه ممّا تضرب منه ولدك . « 2 »
فقه الحديث : امام امير مؤمنان عليه السلام فرمود : بين فرزند خودت و يتيم در تأديب فرق نگذار ؛ او را ادب كن به آنچه فرزندت را تأديب مىكنى ، و بزن همانگونه كه فرزندت را مىزنى .
از اين روايت استفاده مىشود هر حكمى دربارهى فرزند انسان از نظر كمّيت ضرب مطرح است ، دربارهى يتيم نيز مطرح مىباشد . لذا ، دلالت روايت مربوط به يتيم نيز تمام است .
وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن النّوفلي ، عن السّكوني ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، إنّ أمير المؤمنين عليه السلام ألقى صبيان الكتّاب ألواحهم بين يديه ليخيّر بينهم ، فقال : أما إنّها حكومة والجور فيها كالجور في الحكم ، أبلغوا
هامش
( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 932 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 197 ، باب 85 از ابواب احكام الأولاد ، ح 1 .