شرح
بداند ، هرچند به حسب واقع مسلمان هم نباشد . - و كافرى كه معتقد به نبوّت و امامت نمىباشد ، فرق نيست . روايتى در كتابهاى اهل سنّت از ابنعباس در اين مورد رسيده است :
عن عليّ عليه السلام : « إنّ يهودية كانت تشتم النبيّ صلى الله عليه و آله وتقع فيه فخنقها رجل حتّى ماتت ، فأبطل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دمها » . « 1 »
فقه الحديث : زنى يهودى مرتّب به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناسزا مىگفت و حرفهاى ناشايست راجع به پيامبر صلى الله عليه و آله مىزد . مرد مسلمانى گلويش را فشار داد ، تا مُرد . جريان را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفتند ، آن حضرت خون آن زن را باطل اعلام كرد و فرمود : اثرى بر اين قتل نيست ؛ خونش مباح و هدر است .
رواياتى كه در باب سابّ النبى بود ، عموميّت داشت و مقيّد به دشنامدهنده مسلمان نبود . نكتهاش اين است كه فردى كه بنيانگذار دينى است كه از سوى خداوند به عنوان بزرگترين اديان معرّفى شده ، نبايد كسى دربارهى او حرف زشت بزند . اگر در برابر ناسزاى يهودى و غير او سكوت كنيم ، از ارزش و منزلتش كاسته مىشود . لذا ، وظيفه اين است كه نسبت به بنيانگذار دينى كه تا قيامت جاويدان است ، به گونهاى عمل شود كه كسى جرئت پيدا نكند در حضور مسلمانها به آن حضرت جسارت كند . از اينرو ، علاوه بر اطلاق و عموم روايات ، حكمت حكم نيز همين اقتضا را دارد .
حكم سبّ پيامبران
صاحب مسالك رحمه الله فرموده است : يكى از ضروريات دين اسلام ، تعظيم انبياى گذشته است ؛ و هر كسى با كتاب و سنّت و اسلام آشنا باشد ، اين مطلب را مىفهمد . لذا ، اگر كسى به آنان دشنام داد ، مرتدّ مىشود ؛ زيرا ، منكر ضرورى اسلام گشته ، و قتل مرتدّ واجب است . « 2 » صاحب جواهر رحمه الله « 3 » و ديگران به عنوان اعتراض گفتهاند : اگر از راه ارتداد وارد شويم ، مرتدّ در همه حال كشته نمىشود ؛ بلكه بين مرتدّ ملّى و فطرى فرق است ؛ در حالى كه ماهامش
( 1 ) . سنن نسايى ، ج 7 ، ص 108 .
( 2 ) . مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 435 .
( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 436 .