شرح
پدرانم و من است ؛ هيچ سبّ و دشنامى به پاى اين دشنام نمىرسد كه بگويد : من موسى بن جعفر نيستم .
گفتم : اگر بر جان خودم خوف نداشته باشم - در نسخهى جواهر به جاى « أن أغمر بذلك » « أن أعمّن بذلك » « 1 » دارد كه « أعمّن » از ماده « عمّ » به معناى مشمول است ؛ « غمر » نيز همين معنا را دارد . - و خطرى مرا تهديد نكند و او را نكشم ، چه گناهى بر عهدهى من خواهد بود ؟
امام عليه السلام فرمود : چندين برابر گناهان آن دشنام دهنده بر گردنت خواهد بود - اين تعبير خيلى عجيب است كه شنونده اگر قدرت دارد بدون خوف اين سابّ را از بين ببرد ، ولى بىتفاوت از اين مسأله بگذرد و عكس العملى نشان ندهد ، چندين برابر گناه سابّ را بر دوش مىكشد ؛ بدون اين كه از گناهان دشنامدهنده نيز كاسته گردد . -
آنگاه امام عليه السلام فرمود : آيا نمىدانى بالاترين شهدا از نظر درجه در روز قيامت كسانى هستند كه خدا و رسولش را در پشت سرشان يارى كنند و به دفاع از آنان بپردازند .
روايت معارض با روايات گذشته
محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن محبوب ، عن رجل ، عن أبي الصباح ، قال : قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام : إنّ لنا جاراً فنذكر عليّاً وفضله فيقع فيه ، أفتأذن لي فيه ؟ فقال : أو كنت فاعلًا ؟ فقلت : أيواللَّه لو أذنت لي فيه لأرصدنّه فإذا صار فيها اقتحمت عليه بسيفي فخبطته حتّى أقتله .
فقال : يا أبا الصباح هذا القتل « 2 » وقد نهى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عن القتل ، يا أبا الصباح إنّ الإسلام قيّد القتل ، و لكن دعه فستكفي بغيرك الحديث . « 3 »
فقه الحديث : ابوالصباح به امام صادق عليه السلام گفت : همسايهاى دارم كه امير مؤمنان عليه السلام را دشنام مىدهد ، آيا اجازه مىدهيد او را غافلگير كرده ، به قتل برسانم ؟
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 436 .
( 2 ) . در كافى بهجاى « القتل » در هر سه مورد « الفتك » آمده است . ( كافى ، ج 7 ، ص 375 ، ح 16 . )
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 19 ، ص 169 ، باب 22 از ابواب ديات النفس ، ح 1 .