شرح
1 - محمّد بن الحسن بإسناده عن يونس ، عن زرارة ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، في رجل قال لامرأته : لم تأتني عذراء ، قال : ليس بشيء « ليس عليه شيء - خ » لأنّ العذرة تذهب به غير جماع . « 1 »
فقه الحديث : زراره از امام صادق عليه السلام دربارهى حكم مردى پرسيد كه به همسرش مىگويد : باكره به خانهى من نيامدى . امام عليه السلام فرمود : مسألهى مهمى نيست ؛ زيرا ، بكارت به غير جماع هم از بين مىرود .
عبارت « ليس بشيء » به حسب ظاهر با مدّعاى ما منافات دارد ؛ زيرا ، ما مىگوييم بر اين گفتار تعزير ثابت بوده ، و حدّ قذف منتفى است ؛ ولى روايت را با ملاحظهى تعليل در ذيل آن مىتوان دو نوع توجيه كرد .
الف : امام عليه السلام در مقام نفى اسناد به زنا و قذف است ؛ يعنى امام عليه السلام آنچه كه در ذهن راوى بوده را نفى مىكند ؛ زيرا ، از اين گفتار ، قذف به ذهن مىآيد و امام عليه السلام آن را « ليس بشىء » مىداند ؛ يعنى مسألهاى نيست . و اين معنى با تعزيرى كه به سبب ايذا و استخفاف ثابت مىگردد ، منافات ندارد .
ب : گاهى اين گفتار از شوهر زن به عنوان اهانت و استخفاف صادر مىگردد ، و يك مرتبه هيچ جنبهى هتك و آزارى در كار نيست ؛ بلكه بهطور طبيعى و دوستانه با هم صحبت مىكنند . بنابراين ، تعزيرى لازم نيست .
2 - وعنه ، عن إسحاق بن عمّار ، عن أبي بصير ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال في رجل قال لامرأته : لم أجدك عذراء ، قال : يضرب ، قلت : فإن عاد ، قال :
يضرب فإنّه يوشك أن ينتهي . « 2 »
فقه الحديث : امام صادق عليه السلام دربارهى مردى كه به زنش گفت : تو را باكره نيافتم ، فرمود : او را مىزنند - ( معناى « يضرب » حدّ قذف نيست ، بلكه مقصود ، ماهيّت ضرب است كه به تعزير محقّق مىگردد ) - .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 609 ، باب 17 از ابواب لعان ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ص 610 ، ح 2 .