شرح
مىپرسيديد ، بيش از آنچه پسرم در اين مسأله فرمود ، نمىگفتم .
انصافاً سند و دلالت روايت تمام و بر مطلوب شيخ طوسى رحمه الله و تابعين او دلالت كامل دارد .
2 - وعنه ، عن أحمد بن محمّد ، عن العبّاس بن موسى ، عن يونس بن عبدالرّحمن ، عن إسحاق بن عمّار ، عن المعلّى بن خنيس ، قال : سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن رجل وطأ امرأته فنقلت مائه إلى جارية بكر فحملت فقال : الولد للرّجل وعلى المرأة الرّجم وعلى الجارية الحدّ . « 1 »
فقه الحديث : معلّى بن خنيس از امام صادق عليه السلام مىپرسد : مردى كه با زنش مجامعت كرد ، و آن زن منى شوهر را به جاريهى بكرى منتقل كرد - فقط نقل نطفه از راه مساحقه در آن زمانها امكان داشته است - حكمش چيست ؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود : فرزند متعلّق به صاحب نطفه است ؛ زن را رجم كرده و باكره را تازيانه مىزنند .
3 - محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن عليّ بن أبي حمزة ، عن إسحاق بن عمّار ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : إذا أتى رجل امرأة فاحتملت ماء [ ه ] فساحقت به جارية [ يته ] فحملت ، رجمت المرأة وجلدت الجارية والحق الولد بأبيه . « 2 »
فقه الحديث : به نظر مىرسد اين روايت و روايت قبل از يك نفر باشد ؛ هرچند در روايت گذشته راوى از امام عليه السلام اسحاق نيست ؛ بلكه معلّى بن خنيس است ؛ ولى به هر حال ، هر دو به اسحاق بن عمّار منتهى مىگردد .
مضمون روايت : مردى با زنى مجامعت كرده - ظاهراً مجامعت حلال با همسر خودش است - و نطفهى او را به خود برداشته ، آنگاه با جاريهاى - [ جاريهاش ] - مساحقه مىكند و او آبستن مىشود . در اين صورت ، بچّه را به صاحب نطفه ملحق كرده ، زن را سنگسار و جاريه را تازيانه مىزنند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 428 ، باب 3 از ابواب حدّ سحق ، ح 4 .
( 2 ) . همان ، ح 5 .