اين اوج بندگى نسبت به خدا و ترسيدن از او است ، چه على رغم جهادى طولانى كه در راه حق در سراسر زندگى خود به آن اشتغال داشت ، از طاعتهاى خويش بر خدايش منّتى ننهاد ، زيرا به آن ايمان داشت كه اگر لطف و توفيق خدا يار او نمىبود ، به آن نتايج نمىرسيد ، و خضوع كردن در برابر خدا و خستو شدن به تقصير بهترين وسيله براى تقرّب بيشتر و تلاش كردن در خدمت به او است ، و اين حقا درسى است كه هر مجاهد در راه خدا به فهم آن نيازمند است تا از اين راه بتواند در برابر غرور و وسوسههاى شيطانى ، و مخصوصا در مورد كسانى كه عمرى در خدمت رسالت بودهاند ، مقاومت كند . « وَ لِوالِدَيَّ - و پدر و مادرم را . » چه ، آنان فضلى فطرى و پرورشى در هستى پيدا كردن و ساخته شدن شخصيّت او داشتهاند ، و بدين گونه درس / 424 وفادارى را از نخستين آموزگارى مىشنويم كه انسان در زندگى خود با او رو به رو شده بوده است ، و او فراموش نكرد كه پدر و مادرش چه رنجى را به خاطر راحتى او تحمّل كردند ، و پدر براى فراهم آوردن خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى در مدتى دراز براى او خود را با چه دشواريها رو به رو ديد ، و از همهء اينها بالاتر پرورش پاكيزهاى بود كه در خانواده براى رسيدن او به ايمان و دوستى خدا متحمل شدند . « وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً - و هر مؤمنى را كه به خانهء من درآمد . » يعنى مؤمنانى از معاصران وى كه در خط و مسير او حركت مىكردند . « وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ - و مردان مؤمن و زنان مؤمنه را . » در هر زمان و مكان ، بدان سبب كه آنان ، با اختلاف زمانها و اوضاع و احوال ، برادران اويند كه هدف و خط و مسير يگانه آنان را با هم جمع مىكند . « وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً - و بر ستمگران جز عذاب و گمراهى ميفزا ، » و اين جمله تأكيدى بر برائت و بيزارى از باطل است از لحاظ ارزشى و مردمى در برابر تأكيد دوستى براى منسوب بودن به حق .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: احمد آرام
ص٤٤٤