بازمىگردد . و خداوند متعال مىگويد « مسّه » بدان جهت كه مسّ و تماسّ خير يا شر با انسان كمترين خير يا شرى است كه به او برسد . « وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً - و چون خيرى به او برسد و با او تماسّ پيدا كند ، از رسيدن آن به ديگران جلوگيرى مىكند . » سبب آن خودخواهى مفرطى است كه دارد ، و بخلى كه بر اثر آن خير را تنهاى براى خود مىخواهد / 357 وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ « 18 » و به حق در روايت چنين آمده است : « خدا بر بندهاى يك در از امر دنيا را نمىگشايد ، مگر اين كه همانند آن درى از حرص را بر او بگشايد » ، « 19 » و در آيه دو بصيرت است : اول : هر كس كه كاربرد كلمهء انسان را در قرآن مورد تحقيق قرار دهد ، مشاهده خواهد كرد كه اين كلمه هميشه هنگام سخن گفتن از صفات سلبيه در او به ميان مىآيد : وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً « 20 » وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ « 21 » إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ « 22 » وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا « 23 » وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا « 24 » وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا « 25 » . . . و بدين گونه اين كلمه در هنگام سخن گفتن از صفات ذاتى انسان وارد مىشود . دوم : مفسّران در معنى خلق با يكديگر اختلاف دارند ، و بحثى كلامى و فلسفى در ميان ايشان در پيرامون صفت هلع و اين كه با مذموم بودن آن چگونه خدا آن را آفريده است ، يا اين كه انسان شخصا آن را در خود به وجود مىآورد ، صورت گرفته است . صاحب التبيان تأكيد كرده كه آن از فعل خداى تعالى است و چنين
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 374
مساهمون: احمد آرام
ص٣٧٤
هامش
( 18 ) - العاديات / 8 .
( 19 ) - اصول الكافى ، ج 2 ، ص 319 .
( 20 ) - النساء / 28 .
( 21 ) - هود / 9 .
( 22 ) - ابراهيم / 24 .
( 23 ) - الإسراء / 11 .
( 24 ) - الكهف / 54 .
( 25 ) - الأحزاب / 72 .