شرح آيات :
[ 1 ] فلسفههاى بشرى كه با نادانى و ناتوانى و تنگى افق و حرص و آز نفسانى در نزد آدمى محدوديت پيدا مىكند ، عالم بزرگ و آنچه را كه در آن از اختلاف و همچشمى و مسابقه است ، همچون تودهاى از نيروهاى متناقض و در حال نبرد با يكديگر ، و در نتيجه همچون ميدان مبارزهاى ميان خدايان و شريكان گوناگون تصور مىكند . و اين هرگز درست نيست . . . عالم - در قرآن - در زير پرچم بندگى خدا قرار گرفته است . « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ - هر چه در آسمانها و در زمين است ، تسبيح خدا مىكند . » از آن روى همهء آنچه در آسمانها و زمين است به تسبيح پروردگار توانا اشتغال دارد كه هر چيز از آن با خبر و آگاه است كه پروردگارش شايستهء تنزيه و پاكيزه شمردن از هر عيب و نقص است ، و تنها او در ضمير و عقل آفريدگان كمال مطلق است . و آوردن فعل مضارع براى تسبيح دليل بر استمرار و مداومت در تسبيح است ، بدان سبب كه خدا براى هر چيز به اندازهء فهم و دريافت آن چيز تجلّى مىكند ، و به اندازهاى كه بخواهد از نور خود به آن مىبخشد ، لذا هر چيز به پروردگار خود شيفته مىشود و به تسبيح و تقديس او به اندازهء خود مىپردازد .