فرقا منك ، فاقتله . اى ملك آن كودك اسرائيلى كه تو از وى مىترسى بر ملك خويش ، مگر اوست نكش او را تا ايمن شوى ، فرعون بقتل وى همت كرد ، آسيه گفت . قرة عين لى و لك لا تقتله . ما را هيچ فرزند نيست و اين كودك روشنايى چشم من و تست او را مكش تا او را فرزند گيريم و نفع او بما رسد .
قال النّبي ( ص ) : « انّ فرعون قال امّا انا فلا حاجة لى فيه ، و لو قال يومئذ هو قرة عين لى كما هو لك لهداه اللَّه كما هداها »
، رسول خدا گفت اگر فرعون آن روز گفتى قرة عين لى ، راه يافتى چنان كه آسيه گفت و راه يافت ، امّا فرعون گفت مرا به دو حاجت نيست . لا جرم از هدايت و ايمان محروم ماند ، و گفتهاند چون فرعون قصد قتل وى كرد ، آسيه گفت اين كودك نه از بنى اسرائيل است بلكه از زمينى ديگر و قومى ديگر است از كشتن او چه آيد ، بگذار تا او را فرزند خويش گيريم و فرعون را خود نيز دل نمىداد كه او را بكشد كه او را دوست مىداشت و مهر وى در دل داشت . پس آسيه او را موشا نام بر نهاد ، به زبان عبرى ، موسى موشا است . مو آب است و شا درخت يعنى كه او را در ميان آب و درخت يافتيم . آن گه دايهاى را طلب كردند كه او را شير دهد هر چند كه زنان آمدند و پستان بر وى عرض كردند شير نگرفت و مادر موسى آن ساعت با مريم خواهر موسى ميگويد قصيه بر خيز و بر پى برادر برو و دانشى بكن كه خود زنده است يا مرده ، خواهر بيامد تا بداند .
اينست كه ربّ العالمين گفت : «
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ »
اى - على من يضمن القيام بارضاعه و تربيته . خواهر بيامد ديد كه دايه طلب مىكنند ، گفت من شما را نشان دهم به كسى كه او را دايگى كند و شير دهد ، زنى است كه او را فرزند كشتهاند و اگر او را بدايگى خوانيد بيايد ، آسيه گفت بيار او را تا دايكى اين پسر من بكند ، اگر شير وى بگيرد با وى نيكيها كنم ، مريم رفت و و مادر را بياورد ، موسى چون بوى مادر شنيد بجست و پستان وى در دهن گرفت و و بمزيد ، اينست كه اللَّه تعالى گفت : «
فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ »
اى موسى ترا وا مادر داديم