آنست كه حلالست ، و به اين يك دفعه كه از آن چيزى خورد حرام نگشت ، و معنى امساك از آن برنخاست ، و قول ديگر آنست كه حرام است ، و اين موافق مذهب ابو حنيفه است و بناء مسأله بر آنست كه ترك اكل بنزديك شافعى نه از شرائط امساك است ، و بنزديك بو حنيفه از شرايط امساك است ، و همچنين خلاف است در فريسهاى پيش ، بنزديك شافعى همه حلالاند قولا واحدا ، و بنزديك بو حنيفه همه حرامند ، اما فريسهء باز اگر چه از آن بخورد حلالست باتفاق .
ثمّ قال : «
وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
اى فى اوامره و نواهيه ، «
إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ »
.
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ
- اين يوم آن روز عرفه است كه مصطفى ( ص ) بموقف بود ، و اين طيبات هم بهيمة الانعام است .
وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
- ذبائح اهل تورات و انجيل است . «
أُحِلَّ لَكُمُ »
اى حلال لكم . ميگويد : ذبائح جهودان و ترسايان شما را حلالست كه مسلمانانيد ، و همچنين ذبائح هر كس كه در دين ايشان شد پيش از مبعث مصطفى ( ص ) . اما آن كس كه از دينى ديگر وادين ( 1 ) ايشان شود بعد از مبعث مصطفى ( ص ) ، ذبيحهء وى حلال نيست ، و ذبائح ترسايان عرب هم حلال نيست كه مصطفى ( ص ) گفت :
« ما نصارى العرب باهل الكتاب ، لا تحلّ لنا ذبائحهم » .
امّا اطعمهء ايشان بيرون از ذبائح ، علما در آن مختلفاند . بيشتر بر آنند كه حلالست همچون ذبائح گفتند : طعام لفظى است كه بر همهء مأكولات افتد .
اما كتابى كه بوقت ذبح نام ديگر برد ، نه نام اللَّه ، در آن ذبيحهء وى دو قول است :
بيك قول حرام است ، لما روى ان ابن عمر قال : « لا تأكلوا ذبائح النصارى ، فانّهم يقولون باسم المسيح ، و انهم لا يستطيعون ان يهدوكم قد أضلوا انفسهم » ، و بيشترين علما بر آن قولاند كه حلالست . شعبى و عطا گفتند : اذا ذبح النصرانى ، و قال باسم المسيح ، فانّه
هامش
1 - نسخهء ج : فادين بادين .