نخورد و ننهد ، و اگر سگ يابد و مردار يابد ، سگ نخورد مردار خورد ، اگر سگ مرده يابد و جانور ديگر مرده يابد ، سگ نخورد و آن را خورد ، و اگر سگ يابد و خوك يابد ، سگ خورد و خوك نخورد ، و اگر مردم مرده يابد و جز از مردم يابد ، مردهء مردم نخورد حرمت را ، و گفتهاند :
غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ
اى غير متعرض لمعصية ، و هو أن يكون عاصيا بسفره ، أو يأكل فوق الشبع .
آن گه گفت :
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
- اينجا مضمريست ، يعنى : فأكل فان اللَّه غفور يغفر له ما اكل مما حرم عليه ، رحيم باوليائه حيث رخص لهم . ختم آيت برحمت و مغفرت از آن كرد كه آخر اين مضطر حرام خورده است اگر چه بعذر خورده است ، پس بحقيقت نه حلال خوار است اما معذور است و نزديك اللَّه مغفور است .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- اسم جليل ، جلاله كبرياؤه ، كبرياؤه سناؤه ، و مجده عزه ، و كونه ذاته ، ازله ابده ، و قدمه سرمده . عظيم فى ملكوته ، مليك فى جبروته ، مهيمن صمدى الذات ، متوحد سرمدى الصفات :
مليك فى السماء به افتخارى * عزيز القدر ليس له خفاء
نام خداوندى كه به هيچ چيز و هيچ كس نماند ، به هيچ كار به هيچ وقت در نماند . دشمن پرور است و دوست نواز ، عيبپوش است و كارساز . ياد او آئين زبان ، و ديدار او زندگى جان ، و دريافت او سرور جاودان . پادشاه است بىسپاه ، و استوار است بىگواه ، از نهان آگاه ، و مضطر را پناه . خداوندى كه بعلم نزديك است ، و از وهم دور ، جويندهء او كشتهء با جانست ، و يافت او رستاخيز بىصور ، پس نه جوينده مغبون است و نه مزدور معذور .
جوينده در گرداب حسرت و ياونده حيران در موج نور ، همى گويند از سر حيرت به زبان دهشت :