و اللَّه كه ده نبود ؛ و از لشكر دشمن نه بجهند . و اللَّه كه ده نجهند . چون حيدر بحرب بيرون شد ، عزيزى پيش رفت كشته شد ، ديگرى و ديگرى ، تا عدد نه تمام شد .
آن گه در آمدند گرد لشكر متمرّدان ، همه را كشتند ، مگر نه تن كه از سر تيغ حيدر بجستند . هر كجا در اطراف عالم متمرّدى ، طاغيى ، باغيى ، كافرى ، منافقى مبتدعى بماندست همه از اصل آن نه تن خاستست ، تا ترا معلوم گردد كه تأثير دل بندهء مؤمن پيش از تأثير فلك است در آسمان . آنچه در آسمان و زمين يا بى ، در خود يا بى ، و آنچه در بهشت و دوزخ يا بى در خود يا بى ، و آنچه در خود يا بى ، نه در آسمان يا بى و نه در زمين ، نه در بهشت و نه در دوزخ .
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ
- سخن ببدى كه خداى تعالى آن را مىنپسندد و دوست ندارد آنست كه : در وصف خالق آن گويى كه توقيفدار آن نيست ، و در وصف مخلوق آن گويى كه در شرع ترا دستورى نيست . آن از بى حرمتى رود ، و اين از بى وفايى . آن يكى مايهء بدعت است و اين يكى عين معصيت .
إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
- سخن مظلوم در حقّ ظالم چون بدستورى شرع بود ، آن بدى نيست بحقيقت ، امّا نام بدى بر وى افتاد بر سبيل جزا ، چنان كه گفت :
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
، امّا چون مرد مردانه بود ، و در كوى حقيقت يگانه بود ، جزاء بدى نكند ، و رخصت در آن نجويد ، و داند كه عفو نكوتر ، و احتمال تمامتر . يقول اللَّه عزّ و جلّ :
فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
.
و آن گه گفت :
وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً
خداى شنوا است و دانا . شنوا است كه سخن ظالم ميشنود ، اى واى بر وى آن گه كش عقوبت كنند . دانا است كه عفو و احتمال مظلوم ميداند ، طوبى مرورا آن گه كه بنواخت و ثواب رسد .
إِنْ تُبْدُوا خَيْراً
- اشارتست به احكام آداب شريعت ،
أَوْ تُخْفُوهُ
اشارتست