كما تؤدى زكات النخل تمرا »
و اين زكات معشر بر مالك زرع است نه بر مالك زمين ، كسى كه زمين كسى باجارت داد زكات آن كشته بر مستاجر است نه بر موجر
وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ
- قراءة بزى تشديد تا است ، اشارت كند به آن تا كه تخفيف را بيوكنده است ، كه اصل او
وَ لا تَيَمَّمُوا
به دو تا است
مِنْهُ تُنْفِقُونَ
اى تنفقونه . ميگويد - چون زكات ميدهيد قصد بدترينه مكنيد ، آن گه گفت
وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ
- اى لستم بآخذى ذلك الخبيث لو اعطيتم فى حق لكم الّا باغماض و تساهل .
خواهى بايجاب خوان خواهى باستفهام ، ميگويد از بدترينه مدهيد و در ستد و داد بدترينه ميتانيد مگر بتساهل و محابا در قيمت چشم بر چيزى فرا كرده
إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ
- اى الّا ان يغمض لكم فيه ،
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
- بدانيد كه اللَّه بى نيازست ، و با بى نيازى كارساز و بنده نواز ، حميد ستوده يعنى ستودهء خود بى ستاينده ، تمام قدر نه كاهنده نه افزاينده ، بزرگ عزّ بى پرستش بنده .
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ
- اى يخوّفكم به ، يقول امسكوا مالكم فانكم ان تصدقتم افتقرتم ، ميگويد - شيطان شما را بدرويشى مىترساند ، ميگويد مال نگاه داريد و دست از صدقه دادن فرو گيريد ، كه اگر شما صدقه دهيد درويش و درمانده شويد و بخلق نيازمند گرديد ، بندهء مؤمن كه اين شنود داند كه وعدهء شيطان دروغ است ، و بيم دادن وى بدرويشى باطل و خلاف شرع ، كه در خبر است
« ما نقص مال من صدقة »
پس اتباع خبر بمؤمن سزاوارتر از فرو گرفتن دست به بيم دادن شيطان .
قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « ان للشيطان لمّة بابن آدم ، و للملك لمّة ، فامّا لمّة الشيطان فايعاد بالشر و تكذيب بالحق ، و اما لمّة الملك فايعاد بالخير و تصديق بالحق ، فمن وجد ذلك فليعلم انّه من اللَّه و ليحمد اللَّه ، و من وجد الأخرى فليتعوذ باللّه من الشيطان » ثم قرء
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ
الاية . . .
فحشاء اينجا بخل است چنانك طرفه گفت :
ارى الموت يعتام الكرام و يصطفى * عقيلة مال الفاحش المتشدّد