شاد كن از من .
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ
- نام خداى را عرضه مسازيد سوگندان خويش را
أَنْ تَبَرُّوا
كه با كس نيكويى كنيد ،
وَ تَتَّقُوا
و از بخل بپرهيزيد
وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ
و ميان مردمان آشتى سازيد ،
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 224
خداى شنواست سوگندان شما را دانا است به قصد و نيت شما در آن سوگند .
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ
- نگيرد خداى شما را
بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
بلغو سوگندان شما ،
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
لكن شما را كه گيرد به آن گيرد كه دل شما آهنگ سوگند كرد و در آن سوگند كه به زبان گفت در دل عزيمت و عقد داشت
وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ
و خداى آمرزگار و بردبارست .
النوبة الثانية :
- قوله تعالى :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ
- مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت - يا رسول اللَّه ! زنان را در حال حيض نزديكى كنيم و پاسيم « 1 » يا نه ؟ كه بگذاريم ايشان را در وقت حيض و نپاسيم ؟ آيت آمد -
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً ، فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
حيض و محيض يكى است ، همچون كيل و مكيل و عيش و معيش . و معنى حيض رفتن خون است ، يعنى آن دم معروف سياه رنگ ، بحرانى كه از قعر رحم برآمد ، كمينه آن يك شبانروزست و مهينه پانزده شبانروز ، و غالب آن شش يا هفت روز است ، و هر چه نه از قعر رحم بيامد و نه سياه رنگ بود آن را - دم استحاضه - گويند . و احكام حيض در آن نرود .
روى - ان فاطمة بنت ابى حبيش قالت لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : « انى مستحاض أ فأدع الصلاة ؟ فقال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : - ان دم الحيض اسود يعرف ، فاذا كان كذلك فامسكى عن الصلاة ، و اذا كان الآخر فتوضئ و صلى فانما هو عرق . »
فاطمة بنت ابى حبيش گفت - يا رسول اللَّه من زنى مستحاضهام نماز بگذارم در حال استحاضه يا نه ؟ رسول خدا گفت - دم حيض دم سياه است معروف
هامش
( 1 ) كذا فى نسخة الف . باشيم ، فى نسخة ج .