بى منازع است ، و بىنظير و بى قسيم و بى معانداست ، سديگر معنى آنست كه روزى دهد بى شمار ، كه نه خزينهء وى مىبرسد تا بشمار دهد ، يا از اجحاف مىترسد تا به اندازه دهد ، و اين كسى را باشد كه امروز در سراى خدمت و طاعت حساب از ميان برگيرد ، و چندانك تواند و طاقت دارد عبادت كند ، و چشم از آن بيفكند ، و بر حق نشمرد ، تا فردا در سراى جزا و نعمت ، در ثواب دادن حساب از ميان بر گيرد ، و بى شمار نعيم خلد بر وى ريزد .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ
الآية . . . - آنجا كه عنايت است پيروزى را چه نهايت است ، فضل خدا نهانى نيست ، و بر فعل وى چون و چرايى نيست و معرفت وى جز عطائى نيست ، بو جهل قرشى و بو طالب هاشمى در آتش قطعيت سوختند ، و ذرهء معرفت ازيشان دريغ داشتند ، و طليعت آن دولت باستقبال صهيب و بلال به روم و حبشه فرستادند ، و قرآن مجيد جلوهگاه ايشان كردند كه
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
. دو قوم را دو آيت بهم ياد كردند ، يكى را سوختهء آتش قطعيت كرد ، يكى را افروخته شمع محبت : - آن يكى را گفت :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ
اين يكى را گفت
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ
، سرانجام يكى را گفت
وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ
بد جايگاهى كه جايگاه ايشانست ، عذاب آتش و فرقت جاودان ! و نواخت اين يكى را گفت -
وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
مهربانست بر بندگان ، خداى جهان و جهانيان . آرى با دولت بازى نيست ! و نواخت الهى مجازى نيست ! و از رأفت و رحمت احديت بر ايشان آنست كه غيرت عزت ايشان را متوارى دارد ، در حفظ خويش بداشت و بنعت محبت در خلوت
وَ هُوَ مَعَكُمْ
به پرورد ، و قدر شريعت مصطفى ايشان دانستند ، و حق سنت ايشان گزاردند ، و نسبت آدم در عالم حقائق بايشان زنده شد ،