تا معلوم شود كه بيمار و مسافر را در رخصت افطار همان حكم است كه از پيش رفت .
و در افطار مسافر علما را خلاف است كه عزيمت است يا رخصت ، جماعتى گفتند - عزيمت است و واجب ، چنانك اگر كسى در سفر روزه دارد ، چون مقيم شود قضا بايد كرد .
و دليل ايشان آنست كه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت
« ليس من البرّ الصيام فى السفر »
، و در آثار صحابه است - « الصائم فى السفر كالمفطر فى الحضر » ، و بيشترين فقها و اهل علم بر آنند كه - رخصت - است اگر كسى روزه دارد در سفر فريضه گزارد ، و به روى قضا نيست و اگر بگشايد رواست ، كه رخصت خداست ، و صدقهء وى بر بندگان و تخفيف ايشان ، و دليل برين خبر جابر است ،
قال « كنا مع النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فى سفر فمنّا الصائم و منا المفطر ، فلم يكن بعضنا يعيب على بعض »
- و
عن عائشة : - ان حمزة بن عمرو قال يا رسول اللَّه ! انى كنت اسرد الصوم أ فاصوم فى السفر ؟ قال ان شئت فصم ، و ان شئت فافطر . »
و
فى رواية اخرى - قال يا رسول اللَّه - أجد بى قوة على الصيام فى السفر ، فهل علىّ جناح ؟ قال هى رخصة من اللَّه ، فمن اخذها فحسن ، و من احبّ ان يصوم فلا جناح عليه . » -
و كسى كه در سفر از روزه داشتن رنجور مىشود در حق وى آن فاضلتر و نيكوتر كه بگشايد ، كه رسول بسفرى بوده در ماه رمضان ، و ياران همه به روزه بودند ، نماز ديگر رسول را گفتند - كه ياران همه برنج رسيدند ، و بى طاقت شدند ، رسول قدحى آب بخواست و بياشاميد ، و مردم همه در وى مىنگريستند . پس قومى بگشادند و قومى نه ، مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت ايشان را كه نگشادند -
« اولئك العصاة »
و بروايتى ديگر گفت -
« ذهب المفطرون اليوم بالاجر . »
و سئل ابن عمر عن الصوم فى السفر ؟ فقال - أ رأيت لو تصدقت على رجل بصدقة فردّها عليك الم تغضب ؟ قيل نعم . قال - فانها صدقة من اللَّه عز و جل تصدّق بها عليكم . » و حد سفر كه افطار در آن مباح است - شازده فرسنگ است - هر چه كم ازين بود افطار در آن نشايد و مسافر كه در سفر معصيت باشد بمذهب امام مطلبى البته روانيست كه روزه بگشايد ، يا رخصتى از رخصتهاى سفر بر كارگيرد .
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ . . .
- اللَّه تعالى بشما آسانى ميخواهد و دژوارى « 1 »
هامش
( 1 ) دژوارى : فى نسخة الف ، دشخوارى فى نسختين ج و د .