انعم اللَّه عليهم بالتوفيق و الرّعاية و التّوحيد و الهداية من النبيّين و الصدّيقين و الشّهداء و الصّالحين . چون راه بشناخت حق بسيار بود بيان كرد كه مؤمنان كدام راه ميجويند راه نواختگان از پيغامبران و صدّيقان و شهيدان همانست كه اللَّه مصطفى و مؤمنان را فرمود جاى ديگر كه - « فبهديهم اقتده » - حسن گفت «
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
يعنى ابا بكر و عمر يؤيّده
قوله عليه السّلام اقتدوا بالذين من بعدى ابى بكر و عمر .
ابن عباس گفت هم قوم موسى و عيسى قبل آن يغيّروا نعم اللَّه عليهم . شهر بن حوشب گفت « هم اصحاب رسول اللَّه و اهل بيته » و معناه «
أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
بمتابعة سنة محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، و قيل بالشكر على السّراء ، و الصبر على الضّراء ، و الثبات على الايمان ، و الاستقامة و اتمام هذه النعمة ، فكم من منعم عليه مسلوب . اهل تحقيق و خداوندان تحصيل را درين آيت سخنى نغز است و قاعدهء نيكو كه معظم اقوال مفسران كه بر شمرديم در آن بيايد : گفتند - اين صراط مستقيم كه مؤمنان خواستند از دو وجه صورت بندد يكى آنك راههاى ضلالت بسيار اندو راه راست درست با ضافت به آن راهها يكى است . مؤمنان از يك راه راست ميخواهند همان يك راه است كه اللَّه جاى ديگر مؤمنان را با آن خواند و گفت :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
و مصطفى ( ع ) آن را بيان كرد و گفت
« ضرب اللَّه مثلا صراطا مستقيما و على جنبى الصراط ستور مرخاة و على رأس الصراط داع يقول ادخلوا الصراط و لا تعوجوا - ثم قال الصراط الاسلام و الستور المرخاة محارم اللَّه و ذلك الداعى القرآن . »
مفسّران ازينجا تفسير صراط مستقيم كردند : يكى گفت قرآن است يكى گفت اسلام است يكى گفت سنّة و جماعة است . وجه ديگر آنست كه راههاى به خدا بسيارند بعضى راستتر و نزديكتر و بعضى دور تر ، از اينجاست كه قومى مؤمنان پيشتر به بهشت شوند ، و قومى بسالها ازيشان ديرتر شوند ، چنانك در خبر است . و همچنين راه سابقان خلافى نيست كه به حق نزديكتر است از راه مقتصدان و راه مقتصدان نزديكتر از راه