زدند . گفتهاند - اين خوارى آنست كه چون ازيشان جزيت ستانند ايشان را بر پاى بدارند و گريبان فراز گيرند و سيلى زنند .
وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
- بخشمى از اللَّه باز گشتند ، اينجا يك خشم گفت و جاى ديگر دو خشم -
فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ
. اهل تأويل غضب خداى را بر انتقام و عقوبت مىنهند . و تأويل در صفت تعريض است ، مذهب اهل حق آنست كه خداى را عز و جل غضب است و در آن غضب از ضجر پاك است نه چون غضب مخلوقان كه با ضجر است .
شافعى گفت - لا يقاس بالنّاس - نه او را با خلق در قياس مىنهند تا غضب او با ضجر دانند چنانك غضب ايشانست ، اللَّه را غضب صفت است و خشنودى صفت است و در هر دو قيّوم است و بدين صفت جز وى خداوند نيست و خلق را درين با وى مانندگى نيست .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ
- الّتى انزلت على محمد و موسى و عيسى ، لانهم كفروا بالجميع ، خشم و لعنت خداوند بريشان به آنست كه پيغامبران را استوار نميگرفتند و حجت توحيد و علامات نبوت كه بر زبان موسى و عيسى و محمد فرستادند قبول نميكردند .
وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
- و پيغامبران خود را بنا حق ميكشتند چنانك شعيا و زكريا و يحيى را كشتند . يروى انّ اليهود قتلوا سبعين نبيّا فى اول النّهار و قامت سوق بقلهم من آخر النهار - و روايت كردهاند كه جهودان هفتاد پيغمبر در اول روز بكشتند و چندين زاهدان برخاستند تا امر معروف كنند و ايشان را از آن قتل باز دارند و در آخر روز ايشان را نيز بكشتند .
ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
- اى ذلك الكفر و القتل بشؤم معاصيهم ، آن كفر كه مىآوردند و آن قتل كه ميكردند از شومى نافرمانى و تباهكارى ايشان بود و از اندازه در گذشتن ايشان .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ
الآية - اشارت بلطف و كرم