چندان كه شب و روز به ياد تو نشستيم * جز شام فراق تو سحرگاه نديديم
تا رشته طاعت به تو پيوست نموديم * هر رشته كه با غير تو بستيم بريديم
ما چشم به راهيم به هر شام و سحرگاه * در راه تو از غير خيال تو رحيديم
شاها ز فقيران درت روى مگردان * بر درگهت افتاده به صد گونه اميديم
تشويق طلاب علوم دينى
من از اين آقايى كه مرا بهشما معرفى كرد تشكر مىكنم ؛ ولى من نمىخواستم كه چنين حرفهارا براى من بگويد كه مرا به پيرى گمراه كند و هيچگاهى هم نمىخواهم كه چنين صحبتهايى راجع بهخودم بشنوم . « 1 »
به هرحال ، قرار نبود كه من دراينجا و در اين محفل صحبت كنم ، يعنى من مىخواستم كه دراين مجلس معنوى خود محصلين محترم ( طلاب حوزه علميه خاتم النبيين « ص » صحبت كنند . تصميم من بر اين بود كه طلبههاى جوان و محصل عزيز ، در مراسم امروز صحبت نمايند و
هامش
( 1 ) - مجرى برنامههاى مراسم كه يكى از طلبههاى حوزه علميه خاتم النبيين صلى الله عليه وآله و سلم بود از معظمله با القاب نيكو ياد نموده بود .