مىشود . در يك جلسه باهم مىنشينيم ، صحبت مىكنيم و اندازه گيرى مىنماييم . در جلسه دوم مىخواهيم روى همان اندازه گيرى قبلى صحبت كنيم ؛ دقت به خرج مىدهيم ، يك مرتبه متوجه مىشويم كه يك نفر از جمع ما خارج شده است و مىگويد : من به شما پول نمىدهم ؛ اما در عوض دو نفر ديگر آمده التماس مىكنند كه آنان را در اين موضوع سهم بدهيد . پول بيشتر هم مىدهند ، . در جلسه دوم با توجه به كم و كيفى كه در اندازه گيرى صورت گرفته است ، روى فيصله قبلى صحبت نموده و در مسائل كلى به توافق مىرسيم ؛ ولى بازهم مىگوييم ، صبر كنيم يك جلسه ديگر هم داير كنيم تا با دقت بيشتر مسئله را بررسى نماييم ؛ اگر مشكلى وجود داشت راه حل آن را پيدا كنيم ؛ شايد افراد ديگرى هم در اين كار شركت كنند . در جلسه سوم ، روى هرچيزى كه در جلسه قبل به توافق رسيدهايم ، قرار داد خط را امضاء مىكنيم . بعد از امضاء مرحله عمل مىرسد ، شروع مىكنيم به خريد مواد و ساخت و ساز آن . در سه مرحله تصميم نهايى گرفته مىشود . مرحله اول تقدير ، ( اندازه گيرى ) مرحله دوم ، ابرام ، ( محكم كارى ) مرحله سوم ، فيصله نهايى و امضاى توافق نامه ، در مرحله سوم تصميم نهايى و بدون برگشت گرفته مىشود .
فلسفه سه شب قدر نيز همين است . در منابع حديثىما روايتهاى معتبرى وجود دارد ؛ ولى من نمىخواهم آنها را براى شما بيان كنم ، بعضى از آنها ممكن است از سطح فكرى اكثر مردم خارج باشد ؛ اگر آنها را
معارف اسلامى (مهدى موعود و فضايل رمضان و شبهاى قدر) (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٦٠