سحر مشغول درس خواندن و مطالعه كردن بوده باشد و حتى متوجه اذان مؤذن هم نشده باشد ؟ هر كدام شما اگر چنين شبى را به ياد داريد دست خود را بالا كنيد ! ! ( كسى دست خود را بلند نكرد ) خوب فهميده مىشود كه در بين شما كسى نيست كه چنين شوقى را داشته باشد . متأسفانه چنين شوق و علاقه در بين ما و شما وجود ندارد . ما اگر بخواهيم به جايى برسيم ، بايد آنقدر شوق و علاقه نسبت به مطالعه داشته باشيم كه وقتى در اول شب به مطالعه شروع كنيم ، آنقدر غرق مطالعه باشيم كه يك مرتبه صداى اذان صبح را بشنويم و تكان بخوريم .
داستان آموزنده و مفيد
ظاهراً براى شما قبلًا صحبت كرده بودم كه مرحوم صاحب كفاية الاصول ( كه اصلا افغانى بوده و اسم شريفش محمد كاظم مىباشد ) چنين كارى را انجام داده بود . او از بسكه غرق مطالعه بوده صداى اذان نيز نشنيده بود . در تاريخ زندگانى او نوشته شده . كه مىگويد : يك مرتبه متوجه شدم كه تمام بدن من به درد آمده ، تعجب كردم ! سرم را بلند كردم و كمى خود را كشيدم و خم و راست كردم كه خستگىام بر طرف شود ، در همين اثنا يك مرتبه متوجه شدم كه آفتاب به پنجره اتاقم تابيده است و من متوجه نشدهام . سر شب به مطالعه شروع نموده تا آنوقت كه صبح شده و آفتاب برآمده ، حتى به داخل اتاق او تابيده است ؛ ولى او متوجه نشده است . چنين اشخاصى هستند كه به جايى مىرسد ! چنين كسانى هستند كه