ماديات متغير اند ولى اين تغيير در خصوص صفات و عوارض آنها است و حدوث همين صفات را در پى دارد نه ذات آنها كه ذات آنها ( اتمها و يا انرژى ) تغيير ندارد . « 3 » ولى اين استدلال هرچند معتبر و تام نباشد لكن جهان به دلايل ديگر حادث است ؛ مانند انفجار عظيم اگر از نظر عليم ثابت شود و قانون دوم ترموديناميك از نظر علم و كلّ ممكن حادث از نظر فلسفه و به ايات قرآن از نظر دين .
60 . قلب حقايق در عصر ما
امروز جمعى از دنيا پرستان چيزهايى را جزء تمدن مى شمارند كه به قول بعضى از نويسندگان چيزى جز ننگ و رسوايى نيست :
1 - لجام گسيختگى و بى بندوبارى را نشانه « آزادى »
2 - برهنگى و آلودگى زنان را دليل بر « تمدن »
3 - مسابقه در تجمل پرستى را نشانه « شخصيت »
4 - غرق شدن در انواع فساد را مظهر « حريت »
5 - آدم كشى و جنايت و ويرانگرى را دليل بر « قدرت » و « هيبت »
6 - خرابكارى و غصب سرمايه هاى ديگران را « استعمار » ( آبادسازى )
7 - به كار گرفتن وسايل ارتباط جمعى در مسير زننده ترين برنامه هاى ضد اخلاقى را دليل بر « احترام به خواست انسانها »
هامش
( 3 ) . حركت جواهرى تغيير ذاتى جهان ماده را اثبات مى دارد .