45 . توضيحى درباره فطرت
هرچيز كه لازمه آفرينش يك موجود باشد ، آن را فطرى آن موجود مگوييم ، مثلا از لازمه خلقت انسان علاقه به كمال و همسر و فرزندان و پدرومادر و ساير ملايمات طبع اوست « 1 » . . . بنا براين فطريات چه از نظر زمان و چه از نظر افراد ، ولو با تفاوت درجه ، بايد عموميت داشته باشد ، و گرنه عوارضى است كه در اثر علل مختلف خود ، بوجود آمده است و فطريات نخواهد بود . بعيد نيست كه انسان احتمالا جن و پاره اى از موجودات ديگر در كهكشانها - دو چيز فطرى نسبت به آفريدگار خود دارند : 1 - گرايش پرستش او كه در تمام ادوار تاريخ انسانى مظاهر آن به چشم مى خورد ، گو اينكه در تشخيص آفريدگار به خطار رفته باشد . 2 - شناخت خداوند به يك مرحله ضعيف ، منتهى هردو امر مذكور به يك اصطلاح فطرى اگاهانه نيست و گاهى در اثر تلقين مخفى مى گردد ، ولى اگر تلقين يا تعليم بر وفق آن دو صورت گيرد ، زمينه را براى سهولت دسترسى آگاهانه به معرفت عقلى و عبادت آگاهانه خداوند فراهم مى سازد .