1990 ميلادى در مينسوتاى امريكا است « بريتى » سر زبان دارتر به نظر ميرسد . اين دو نفر دو طناب نخاعى جداگانه دارند و از استخوان بهم متصل هستند . داراى دو معده ، 3 شش و دوبازو هستند . ( البته يك بازوى كاذب و بى استفاده نيز داشتند كه در وسط دو سر واقع شده بود و مانع از فعاليت آن دو مى شد كه در دوران نوزادى بوسيله جراحى برداشته شد . ) آنها هيج وقت تنهايى احساس نمى كنند ، فعاليت هايى چون موتر رانى ، آب بازى و غيره را به خوبى انجام ميدهند و در اجتماع با هيچكسى مشكل ندارند اما آنها مى گويند مردم به طرف آنان زياد نگاه مى كنند . بااينحال در محيط مكتب رفتار همكلاسى هاى شان كاملا با آنها طبيعى است و دقيقابراى آن دو ، دو شخصيت و دو هويت مستقل را در نظر مى گيرند . اما معلم آنها مى گويد مشكل اصلى در هنگام امتحان است . آنها به راحتى مى توانند ورق امتحانى همديگر را ببينند و از جواب همديگربه سوالات آگاه شوند . او مى گويد : " ابى " اكثر سوالات را با شرح كامل پاسخ مىدهد ولى " بريتى " دوست دارد سوالات را كوتاه و مختصر پاسخ دهد . ولى اينكه واقعا آيا آن دو از ورق هم تقلب مى كنند ، هيچ كس نمى داند مگر خودشان ؟ ( شماره اول ، 7 / 8 / 1387 )
176 مردى كه يك طفل به دنيا آورد
مردى كه همسرش نمى توانست باردار شود وظيفه باردارى را به عهده گرفت . " توماس پيتى " زنى آمريكايى كه به وسيله عمل تغير جنسيت داده و مرد شده است . او كه از كودكى علاقه به پسر شدن داشت و از پوشيدن لباس هاى مردانه لذت مى برد با مشورت پزشك شروع به