بيند كه با استفاده از آن مىتواند هميشه يك افغانستان نا آرام با بستر نامناسب براى حضور نيرو هاى ناتو را داشته باشد ، و از اين رهگذر به سيطره خود بر همسايه قديمى ادامه داده و توقعات سياسى اش حصول گردد .
البته كارشناسانى چون " ماروين جى . وينبام
( Marvin G . Weinbaum ) " -
كارشناس مؤسسه خاور ميانه امريكا - با اين نظريه موافق نيستند ؛ او معتقد است كه پاكستان دو استراتژى را در پيش گرفته است : اول ، سياست رسمى افزايش ثبات در افغانستا ؛ دوم ، سياست غير رسمى حمايت از گروه هاى تندرو براى فريب دادن و آرام كردن مخالفين سياسى در داخل كشور ؛ كه البته دومين مورد موجب تضعيف اول مىشود . " شجاع نواز " هم معتقد است كه نوعى دوگانگى در
I S I
براى حمايت يا عدم حمايت از القاعده وجود دارد ؛ اما در هر صورت ، مقامات ارشد پاكستان ترجيح مى دهند كه طالبان افغانسان را به چشم دشمن نبينند .
يكى ديگر از نقاط تنازع پاكستان با هند ، مربوط به حادثه بمبگذارى نوامبر 2008 بمبئى است ؛ مقامات هندى به شدت از اين قضيه خشمگين بوده و
I S I
را حامى " لشكر طيبه " كه مسئول آن حادثه بود ، مى دانند . پاكستان نيز در ابتداء انكار نكرد ، اما در فبرورى 2009 اعلام كرد كه طرح حادثه در خاك اين كشور صورت گرفته و براى دلخوشى هند ، چند تن از مقامات مذهبى داخل كشور را بازداشت كرد . از طرفى " كتى گانون " - خبر نگار آسوشيتد پرس - معتقد است كه حمايت
I S I
از بمبگذارى بمبئى خيلى بعيد به نظر مى رسد ، چرا كه اين سازمان ارتباط خود با تروريست ها را بسيار محدود كرده است . تشديد تيرگى روابط فقط محدود به اين قضيه نيست ، چرا كه بسيارى از موارد اين چنينى از سوى مقامات هندى به
I S I
منتسب است ، و اين تشدد از مجموع آن ها نشأت مى گيرد .