طرف حوزه علميه مركزى ( قم يا نجف و يا هردو به حسب شرايط زمان و خصوصيات علمى و عملى اين دو حوزه ) ، با كمال دقت به آنان در هر مقطع داده شود .
الف ) درجه ملكه قريب به اجتهاد .
ب ) مجتهد متجزى .
ج ) مجتهد مطلق .
د ) اعلميت و مرجعيت .
در اين جا نكته ها و مطالب دقيق و ظريف قابل طرح است ، و محتاج به تحقيق و مشوره ؛ مثلا :
1 . هر يكى از درجات چهار گانه چه مقدار مدت مىخواهد ، تا امتحان درجه بالا گرفته شود ؟
2 . سابقه تقوى دينى چه تأثيرى در اعطاى اين درجات داشته باشد ؟
3 . حدود دقيق هركدام از اين درجات چگونه مشخص و واضح گردد تا افراط و تفريط در حق افراد صورت نگيرد ؟
4 . چه افراد با چه صفات و شروطى مديريت اين امور را به دوش بگيرند ؟
5 . چگونه از بى نظمى و مخالفت مقررات خصوصا نسبت آنانى كه در خارج ايران و عراق زندگانى مىكنند ، جلو گيرى شود ؟
6 . اگر واجدين درجه چهارم سه چهار نفر به همه اجازه ادعاى مرجعيت داده شود يا به يك نفر و دو نفر داده شود و مرجعيت ديگران معلق بماند ؟
البته به عنوان اولى اين تعليق روا نمى باشد ، ولى به عنوان ثانوى مىشود آن را نافذ نمود .
7 . روش جمع وجوهات شرعى حفظ آنان توسط كدام افراد ، زير عنوان كدام اداره با چه شرايطى در مديران اين اداره ، صورت گيرد ؟
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 486
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٤٨٦