ظاهراً به قرينه سياق آيات مراد از امر ، امر تشريعى نيست ، بلكه فرمان تكوينى است ، و بر دفعى بودن امر يا متعلق آن به آيه مباركه
« وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » .
( القمر / 50 ) . ( و فرمان ما يك امر بيش نيست ، همچون يك چشم بر هم زدن ) . نيز استدلال شده است .
و همچنين به آيه مباركه :
« بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( البقرة / 117 ) . هستى بخش آسمانها و زمين اوست ! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند ، تنها مىگويد : « موجود باش ! » و آن ، فورى موجود مىشود .
و آيه :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( يس / 82 ) . فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند ، تنها به آن مىگويد : « موجود باش ! » ، آن نيز بىدرنگ موجود مىشود .
و آيه
« كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ .
( آلعمران / 47 ) . « خداوند ، اين گونه هر چه را بخواهد مىآفريند ! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد ( و فرمان هستى آن را صادر كند ) ، فقط به آن مىگويد : « موجود باش ! » آن نيز فوراً موجود مىشود .
و آيه :
« إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( مريم / 35 ) . هر گاه چيزى را فرمان دهد ، مىگويد : « موجود باش ! » همان دم موجود مىشود .
و آيه :
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( النحل / 40 ) . ( رستاخيز مردگان براى ما مشكل نيست ؛ زيرا ) وقتى چيزى را اراده مىكنيم ، فقط به آن مىگوييم : « موجود باش ! » بلافاصله موجود مىشود .
مؤلف : كلمه " امر " در آيه اول اين چهار آيه ، و آيه سوم آن ، " مفعول " فعل قضى مى باشد كه مراد شيء نكره - چه مادى و چه غير مادى باشد - و به هيچ وجه از آن امرى كه مقابل خلق در آيه گذشته
( أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ .
( الأعراف