هم خواهند بود .
اينان منكر آفريدگار و خالق جهان مىباشند ، و همه عوارض را به خود ماده قديم ، نسبت مىدهند . با كمال تعجب جمع زيادى از دانشمندان غربى به همين عقيده هستند .
در مقابل آنان ميليارد ها انسان ، دنيا را حادث و مخلوق خداوند جهان مىدانند . كه در لسان بعضى به « مليين » و در لسان مشهور به « موحدين » و « خدا شناسان » نامزد هستند .
قبل از وارد شدن در استدلال به تفسير اصطلاحات توجه نماييد :
1 - قديم و ازلى : موجودىكه اوّل و ابتداء ندارد ؛ به عبارت ديگر وجود مسبوق به عدم و نيستى نمىباشد .
2 - باقى و ابدى : موجودىكه آخر و نهايت نداشته باشد .
3 - سرمدى : موجودىكه نه اول داشته باشد و نه آخر ؛ هميشه بوده و هميشه خواهد بود .
4 - حادث : موجودىكه اول نبوده و بعد به وجود آمده ؛ مانند افراد انسان و حيوان و افراد نباتات و گياهان و ساير اشياء .
قانون : هر موجودىكه ازلى و بى ابتداء و بى خالق فرض شود ، حتما ابدى و باقى هم خواهد بود ؛ چون وجود او ضرورى است و قابليت تحول و تغيير و انقلاب را ندارد ، تا چه رسد كه نيست مطلق بگردد . « 1 »
ماديين دهرى ( منكرين آفريدگار جهان ) مىگويند : حوادث و زوال آن ها محسوس و قابل انكار نيست ؛ ولى اصل ماده ازلى بوده و آفريده نشده است .
هامش
( 1 ) - اين استدلال ما با ماديين است ، نه با فلاسفه اى كه جهان را قديم زمانى ( مسبوق بالفاعل ) مى دانند ، نه مسبوق به عدم ؛ و تقدم علت بر معلولش را رتبى مى دانند نه زمانى . هرچند اين نظريه هم در نظر ما مردود است .