از منابع ديگر كهن مثل شاهنامه فردوسى نيز به دست مىآيد كه در عهد ساسانى ها ، پوشش سر و رو علاوه بر بدن شايع بوده است .
از مجموع آثار بر مىآيد كه علاوه بر محافظت در برابر سرما و گرما ، عامل حياء هم در مسأله پوشش مؤثر بوده است ، و گرنه مىبايد در هنگام اعتدال هوا و در ميان بسيارى از اقوام ، پوشش يا حذف مىشد و يا به حد اقل مىرسيد .
نكته ديگر اينكه حد لباس زن هميشه بيشتر از مرد بوده است ، و اين خود دليلى است بر اينكه لباس تنها سپر سرما و گرما نبوده و نيست ، و گرنه در مرد و زن به يك ميزان بود ، بلكه در زنان كمتر ؛ چرا كه چربى زير پوست آن ها بيشتر و تأثير پذيرى از سرما و گرما كمتر است .
يكى از احكام متفاوت بين زن و مرد در اسلام مسأله ستر بدن در حالات گوناگون است ، و با توجه به اختلاف در پوشش ، در حكم نگاه كردن هم با يكديگر متفاوت هستند . بحث پوشش براى زن و مرد در دو حالت طرح مىشود :
الف . در حال عبادت ؛ مثل نماز و طواف صرف نظر از وجود يا عدم ناظر .
ب . در برابر ديگران .
در مورد پوشش در حال نماز ، فقها گفته اند : آنچه بر مرد لازم است كه آن را بپوشاند حتى در خلوت ، همان است كه در مقابل ناظر محرم بايد بپوشاند ؛ يعنى عورتين .
اما پوشش زن در حال نماز بسى بيشتر است ، و بايد تمام بدن و سر و مو ها را بپوشاند ، تنها گردى صورت كه در هنگام وضو بايد شسته شود و دست ها تا مچ و پاها تا ابتداى ساق استثنا مىشوند .
صاحب جواهر مى گويد : مستفاد از اصل و نص روايات و فتاوا فقط لزوم پوشاندن عورت مرد در نماز است . و زن در حال نماز بايد كل بدن را غير از صورت و دست ها و روى پاها - كه در مورد روى پاها اختلاف وجود دارد - را
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٥٤