نبايد از حرف هاى اين جانب بفهمند كه وقتى به وجود روح قايل شديم اين پنج پديده داخل پديده هاى شناخته شده علمى مىشوند .
اعتقاد و شناخت اجمالى روح ، تا حدودى ، پنج مورد فوق را از حريم جهالت مطلق بيرون مىكند و عقل آدمى را با آن ها مأنوس مى گرداند ؛ ولى درك حقيقت آن ها هنوز از مشكلات لاينحل به حساب مىآيد و حتى شناخت خود روح هم مشكل پيچيدهاى است . ولى اصل وجود روح امروز علمى شده است .
من خوانندگان دانشمند اين كتاب را به مطالعه كتاب ديگر خود « روح از نظر دين ، عقل و علم روحى جديد » سفارش مىكنم . و الله الموفق .
حقوق بشر از نظر اجرايى
در مجموع حقوق و آزادى هاى بشر از منظر اجرايى به سه دسته قابل تقسيم است :
دسته اول : اعلاميه ها و بيانيه هاى مجامع بين المللى كه فاقد الزام حقوقى بوده و دولت ها حتى اگر آن ها را اجرا كنند ، ناشى از رعايت نزاكت بين المللى يا مصلحت انديشى موقت آنها است .
دسته دوم : حقوق اساسى و بنيادينى هستند كه رعايت آن ها عام الشمول بوده و نقض آن ها مجاز نمىباشند و قواعد موجود آن از سوى جامعه بين المللى به عنوان قواعد تخلف ناپذير به رسميت شناخته شده اند . ( ماده 53 عهد نامه 1969 حقوق معاهدات ) و نقض آن ها واكنش مجامع جهانى حقوق بشرى حتى شوراى امنيت را به عنوان آخرين مرحله مىتواند در پى داشته باشد .
دسته سوم : به رغم الزامىبودن در سطح قواعد آمره نمىباشد ، در نتيجه حقوق اساسى بشر مقدم بر ساير انواع حقوق بشر است .
ب ) گستره جغرافيايى موازين :