دعوى پيغمبرى را بدون حق و استحقاق دارند ، و بعضى بدون اهليت مشتاق دعوى امامت هستند با وصفى كه در نفس خود نقص و عجز و سستى و پستى و حاجت و بيچارگى و درد و مصيبت و مردن و فنا را مى يابند .
پسر فضيل : خداى متعال به جا نمى آورد در حق بنده خود مگر آنچه اصلح و بهتر است براى شان و ظلمى به آنها نمىكند ، لكن مردم به خود ظلم مىكنند .
حزن مؤمن
پاره از اوقات به انسان حزن و غمى مىرسد كه سبب آن را نمىداند ، از روايات سه علت براى آن ظاهر مىشود :
1 - نزديكى شيطان چه قرب و مس او موجب حزن است ، و در روايتى استشهاد شده است به قوله تعالى :
« الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ » ،
و در اين روايت علت سرور نزديكى ملك معرفى شده است .
2 - حزن أيمه ( ع ) زيرا شيعه از باقىمانده طينت ايشان آفريده شده ، لذا خوشى و غم آن ها به ما مىرسد .
3 - حزن مؤمن زيرا مؤمن برادر مؤمن است ، از يك پدر و مادر اند ، از طينت بهشت خلق شده است و بوى روح خدا در آنها جارى شده . . . والله العالم .
مؤمن با مؤمن
حضرت صادق ( ع ) در يك حديث صحيح السند ( ج 61 ، ص 148 ، البحار نقلا عن الكافى ) مى فرمايد : مؤمن برادر مؤمن است مثل يك تن ، ان اشتكى شيئا منه وجد الم ذلك فى سائر جسده ، و ارواحهما من روح واحدة و ان روح المؤمن لأشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها .