تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اى برده گِرو لعل تو از حقه ياقوت * ياقوت لب لعل تو مرجان مرا قوت ياقوت لب لعل تو چون قوت روان است * ياقوت نهم نام لب لعل تو يا قوت
اين سه شعر را از بر بخوانيد و از دوستان معناى آنهارابخواهيد .

فهم اين اشعار مانند سه شعر بالا با دقت ميسر است

هاروت گر ز ديده ماروت بديدى * صد ساحرى آموختى از نرگس جادوت قربان و فاتم به وفاتم گذرى كن * تابوت مگر بشنوم از رخنه تابوت
عليك بالحفظ دون الجمع فى الكتب * فإن فى الجمع آفات تفرقها اللص يسرقها و الفأر يخرقها * النار تحرقها و الماء يغرقها
يك ماه در ميان دو شب را بما نماى * تا جمله بنگريم به يك شب دو ماه را مراد از ماه روى دوست * و از دو شب دو گيسوى او
زلف‌راگفتم سيه چون نى به خود پچيد وگفت * هركه با خورشيد بنشيند شود رويش سياه !
سالى كه بود دوازده ماه ديدم * ماهى كه بود دوازده ساله ببين من المحسنات القلب كقوله تعالى * كل فى فلك و ربك فكبر
و قلب به فارسى مثل : ترازوى زر طرز وزارت و مثل اميد آشيان شادى ما ( عكس مىشود ) .

سوال

اخوانى الكرام . . . اخبرونى عن اسمين صحيحن ثلاثيين سالمين اول اولهما ثالث الثانى ، و ثانى اول الثانى و ثالث ثانى الثانى اولهما مختص للبارى عز اسمه