دوست ميدارد . مردم شب را بسر آوردند ، و به اين فكر بودند كه بيرق اسلام به كى سپرده خواهد شد ؟ صبح همه صحابه به اين اميد بودند كه پيامبر فرمود : على كجاست ؟ عرض شد چشمش درد مىكند .
آنحضرت آب دهن به چشمان على انداخت و براى او دعا نمود . چشم على شفا يافت كه گويا اصلا دردى نداشت . پس بيرق به او داد . و عرض كرد با آنان بجنگم تا اينكه مثل ما ( مسلمان ) شوند ؟ فرمود : به آرامى برو تا نزديك آنان ( يهودىهاى خيبر ) برسى ، سپس آنان را به سوى اسلام دعوت كن و به آنان خبر بده از آنچه كه بر آنان واجب مىشود .
سوگند به خداى اگر خداى يك مرد را توسط تو هدايت فرمايد براى تو بهتر از شتران سرخمو ( كه نزد عربها خيلى مطلوب بود ) مىباشد . ( صحيح بخارى كتاب جهاد به شماره 2847 و صحيح مسلم ج 12 / 185 ) همه ميدانيم كه على بطور فوق العاده قلعه خيبر را فتح نمود تا به خيبرگشا مشهور شد .
10 - در حديثى از عايشه ( رض ) آمده كه ، حضرت پيامبر ( ص ) در مرض موت خود به فاطمه فرمود : آيا راضى نميشوى كه بىبىزنان بهشتى يا بىبىزنان مؤمنه باشى ؟ ( صحيح بخارى كتاب مناقب به شماره 3426 و صحيح مسلم ج 18 / 6 - 5 )
جنگ در تاريكى (شيعه وسنى چه فرقى دارند؟) (فارسى) — صفحة مقام اهل البيت در احاديث اهل سنت 14
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
صمقام اهل البيت در احاديث اهل سنت ١٤