اهل سنت خلاف را منصب انتصابى الهى و منصوص نمىدانند . كه مسئله مورد اختلاف واقع گردد . بلكه اتّكاىشان به بيعت مردم است .
كه كسى منكر آن نيست .
پس بنابراين مدعيان سنّيان از جانب شيعيان انكار نشده است و نمىشود .
اهل سنت از اين جهت نبايد نگرانى داشته باشند .
به شيعيان ميگوييم ، نصوصى كه مورد نظر شماست شايد از نظر دلالت در نظر اهل سنت ناتمام شمرده شود ؟ ، پس شما آنان را در عدم پيروى از ائمه عترت معذور پنداريد .
مگر اختلاف نظر در بين خود دانشمندان ما وجود ندارد ؟
جاهل بر دو قسم است قاصر و مقصر . دومى مستحق سرزنش و عقاب است . ولى اولى به حكم عقل و شرع معذور است .
هزار و چند سال از قضيه ميگذرد . تحقيق حق براى قالب دانشمندان ( تا چه رسد به عوام ) ميسور نيست . پس نبايد تعصب بىمورد بخرج داد . و هرمخالف در اعتقاد را مقصر و يا معاند دانست . و او را ترد نمود ما بايد مخالفين در مذاهب را رد نكنيم و آنان را برادران دينى خود بدانيم . و در چهارچوب ضوابت اسلامى باهم
جنگ در تاريكى (شيعه وسنى چه فرقى دارند؟) (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٤