گرديده مداخله دو امر ديگر بود :
اول تعصّبات خشك و احمقانه عوام و رهبران كمسواد مذهبى بنام ملا و عالم و پيرو و مرشد و . . . كه اختلافات جزئى مذهبى را بزرگ و سبب عداوت و بدبينى و حتى جنگهاى داخلى قرار داده و روزگار مسلمانان را به تباهى كشاندند .
البته تعصب اگر به معناى محبت به مذهب باشد عيبى ندارد و قابل جلوگيرى هم نيست . ولى اگر به معناى عداوت با مذاهب ديگر باشد خطرناك مىشود . و سبب اين تعصب دو چيز است ، يكى جهالت يا كم علمى و ديگرى استفادهجويى و مطرح ساختن نفس و حاكميّت بر عوام بىخبر و غافل .
دوم مداخله كشورهاى بزرگ به منظور استعمار و استثمار و تضعيف صف داخلى ملتها . و استفاده از اختلافات مذهبى بهترين راه تجربه شده است و حتّى خودحكومتها نيز گاهى براى تحكيم قدرت خود از همين روش استفاده مىكنند و مذهب را در استخدام سياست قرار مىدهند أسفبارتر اينكه اين دو امر ( تعصبات و مداخله دولتها ) تنها به بيان
جنگ در تاريكى (شيعه وسنى چه فرقى دارند؟) (فارسى) — صفحة 4
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٤