( سوم ) : در اينكه مراد از دوازده تن خليفه كيست احتمالاتى داده شده است كه نگارنده روى جهاتى از نقل ان احتمالات و بيان ضعف انها خوددارى مىكند و تنها بذكر يك حديث مرفوع اكتفا مىكند .
از كنز العمال ( ص 67 ج 6 ) از نعيم بن حماد در كتاب فتنه از عبد الله بن عمر از رسول خدا ( ص ) چنين نقل مىكند :
تكون على هذه الامة اثنا عشر خليفة : ابوبكر الصديق اصبتم اسمه ، عمر الفاروق قرن من حديد اصبتم اسمه ، عثمان بن عفان ذوالنورين قتل مظلوما ، اوتى كفلين من الرحمة . ملك الارض المقدسة ، معاوية و ابنه ثم يكون السفاح و منصور و جابر و الامين و سلام و امير العصيب لا يرى مثله و لا يدرى مثله
در اين روايت اسم يازده نفر ذكر شده است كه مىبينيد .
در اين حديث چند نكهء وجود دارد :
اول اينكه حديث مرسل است و مرسل اعتبارى ندارد .
دوم اينكه ازدى دانشمند مشهور ميگويد نعيم بن حماد حديث را از طرف خود وضع ميكرد ،
فانه يضع الحديث فى تقوية السنة ! ! !
بنابر اين حديث او بىاعتبار خواهد بود .
متن روايت نيز دليل بر كذب و جعلى بودن است ، كدام عقل باور مىكند كه يزيد پليد از خلفاى انحضرت ( ص ) باشد و واضع حديث انقدر نادان و با عجله بوده كه على و حسن را فراموش كرده و نام جابر و سلام و امير العصيب را برده كه ممكن در كوه قاف پهلوى سيمرغ ! ! ! باشند چون تاريخ اسلامى وجود انان را در كره زمين نفى مىكند ! ! ! عمر بن عبد العزيز بهتر از سفاح و
مسايل كابل (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٦٠